وقتی نیمه ی گمشده ات رو می بینی تازه طوفان شروع می شه ...
تازه می فهمی یه عمر یه تیکه از وجودتو گم کرده بودی و نمی دونستی
اگه نیمه گمشده ات کنارت بمونه , تو اغوشش یه عمر اروم می گیری
ولی اگه بازم تو سرنوشت گمش کنی یه عمر تمام زندگیت رو از دست می دی
نیمه گمشده من ...
از زندگیت ننال ,منم تمام زندگیم رو از دست دادم
به همین راحتی .....
چند ماهه مثل بختک چسبیدم به کتابام برای امتحان فوق و دارم خودمو خفه می کنم![]()
و اما هرچی بلا از زمین و اسمون هست داره تو این چند ماهه روی سر مبارک می باره حالا که من مشغوله درس خوندن شدم همه عروسی ها و جشن ها تو فامیل سر گرفته هرهفته از این عروسی به اون عروسی از این جشن به اون جشن!
خدا رو شکر تو این چند ماه هم هرچی انفولانزای مرغی و خوکی و صوصکی و ملخی به انزمام کم خونی هست داره سرم میاد!![]()
انگار همه زمین و زمان فهمیدند من می خوام برم فوق دلشون نمی یاد من بیشتر از این خاطرم رو مکدر درس خوندن کنم می خوان منو منصرف کنند...
از اون طرف بعد از فارغ التحصیلی هر چند وقت یه بار صدای تلفن خونه با صدای دلنوازش به گوش می رسه مامان گوشی رو برمیداره:
مامان:سلام, بفرمایید
(بعد از کلی احوال پرسی و تعارف تیکه پاره کردن)
مامان:بله خواهش می کنم قدمتون روی چشم ,ولی قبلش اجازه بدید با پدرش هم مشورت بکنم بعدش ان شا ا... در خدمتتون هستیم
من (درحالی که کاملا غرق درس خوندن هستم !) :![]()
مامان کی بود؟!
مامان با روی گشاده
: خانم فلانی بود اجازه می خواست اخر هفته بیان برای خواستگاری ...
و من که یه کمی از دست درسا کلافه شدم با صدایی رسا نزدیک به فرکانس جیغ:![]()
مامان تو رو خدا باز شروع نکنا من تا فوق قبول نشم هیییییییییییییییییچ غلطی نمی کنم
مامان:خیل خب حالا بذاربیان
من:نه دلم نمی خواد نه هیچ کس بیاد ,نه هیچ حرفی زده بشه,تمااااااااام ...
مامان (درحالی که از دست من کلافه است):
اخرش می خوای چی کار کنی تا کی می خوای همه رو رد کنی
منم با اعتماد به نفس :تا قیامت اصلا دلم نمی خواد شووووووهر کنم مگه زوره؟![]()
بابام (که سایه خواستگارا رو با تیرمی زنه ,درحالی که داره با لذت و افتخار به دختر سوگولیش نگاه می کنه):![]()
افرییییییییییین بابا حقا که دختر خودمی,خانم چیکارش داری بذار درسش رو بخونه نمی خواد شوهر کنه
و بعد از این ,بحث و جدل بابا و مامان شروع می شه و من که می بینم دیگه کارخودم رو کردم می رم تو اتاقم سر درس ...
بعد فرداش که دوست جون زنگ می زنه و از دوران نامزدی شکایت می کنه که نمی تونه درس بخونه کلی مسخره اش می کنم که حقققققققته اخه دختر خوب که می خواد فوق بخونه برمی داره دستی دستی خودش رو می ندازه تو دردسر! شوهر و مادرشوهرو خواهرشوهر و ....![]()
![]()
البته این سناریو تا چند ساعت پیش برای من اب و تاب قشنگی داشت !!!!
فقط تا همین چند ساعت پیش !
چند ساعت پیش دور هم نشسته بودیم داشتیم اخبار 20:30 نگاه می کردیم که یه دفعه رئیس قد رعنایی سازمان ملی جوانان رو نشون داد که می گفت:
از این به بعد برای جوانانی که ازدواج کنند 20 درصد سهمیه برای قبولی در دوره های فوق و دکترا در نظر گرفته می شه !!!!!!
من [چشمام داشت می زد بیرون]: 20 درررررررررصد !!!![]()
![]()
![]()
جمع خانواده [رو به من]:باصدای بلند و از ته دل, از اعماق وجود زدند زیر خنده !![]()
![]()
من(با صدای بلند ): من شووووووووووووووهر می خوام ! ![]()
![]()
این بار صدای قهقهه ها اوج گرفت ....
از یکی یه دونه به رئیس سازمان ملی جوانان:
من نمی دونم این طرح رو کی داده ولی واقعا موثر واقع شد چون من خودم به شخصه تا حالا با این که تا مرز ازدواج رفته بودم ولی هیچ وقت تا حالا این قدر جدی به ازدواج فکر نکرده بودم !
نه اینکه به خاطر فوق بخوام ازدواج کنم ها نه, من همیشه نظرم این بود که ازدواج مانع پیشرفت تحصیلیم می شه اما حالا که می تونه به ادامه تحصیل تا حد زیادی(20درصد) کمک کنه خب چرا که نه !
رئیس سازمان ملی جوانان دقت کنه این پاراگراف اخر دیگه end اصفهانی بودن بودا !
تازه اگه درصد سهمیه رو برای بچه دار شدن به 50 درصد ارتقا بدن مطمئن باشن سال دیگه همه خانوم ها باردار در جلسه امتحان حضور پیدا می کنند !![]()
پ.ن1.چند روزه بارون می باره , هوا ابریه دلم خیییییییییییییییلی گرفته بازم دلم هواشو کرده ,وبش رو که می خونم غمش رو که می بینم دلم خیلی می گیره از خودم از روزگار از سرنوشت از همه چیز و همه کس دلم گرفته
کاش می شد بهش بگم ...
پ.ن.2. هیچوقت فکرنمی کردم این قدر وجودمو بسوزونه هیچوقت فکر نمی کردم غمم این قدر طولانی بشه
پ.ن.3.نمی دونم چرا خدا اونو انتخاب کرده ! نمی دونم چرا اییییییییییین قدر هواشو داره
پ.ن.4.
سلام می کنم به همه دوستای گلم که تو این مدت برام نظر گذاشتند پوزش می خوام که یه مدتی نبودم, پوزش می خوام که نمی تونم زود به زود بیام اخه سرم خیلی شلوغه ,نمی خواستم برگردم ولی چند روزی بود دلم خیلی گرفته بود خییییییییییییییلی
بارون که میاد دلم برای یه کسی برای یه وبی که به خاطر اون ساختم برای دوستایی که تو تمام این مدت باهام بودند تنگ می شه
برام فرقی نمی کنه که تو این یک سال با کدومتون خندیدم و گریه کردم و دعوا کردم جنگیدم همین که کنارم بودید برام عزیزید و دوستتون دارم
همتون رو با یه قلب شکسته و عاشق از صمیم قلب دوست دارم ...![]()
آغوش تو با تمام آغوشها فرق می کنه
آغوش تو یه تکیه گاه محکمه
یه جایی بدون تردید, بدون شک, بدون التهاب, بدون اشک ....
آغوش تو ارامشی ابدی داره
ارامشی فراسوی تمام ارامش هایی که سراغاز یه طوفانه !
تو این روزهای سرد پاییزی تنها دلخوشیم اینه که میدونم:
من زودتر از تو می میرم
می دونم وقتی من می میرم تو هستی تو زنده ای …
دلخوشی اینکه موقع مرگ هم منو تو آغوشت بگیری ارومم می کنه …
مراسم تنفیذ و تحلیف دکتر احمدی نژاد منتخب شایسته ملت بزرگ ایران همین هفته در شرایطی برگزار شد که:
اصلاح طلبان هنوز نتوانسته اند فضاحت اعتراف ها و رسواگریهای همرزمان و همفکران خود ابطحی عطریانفر و تاجبخش از عناصر و هسته های فکری اصلی در طرح نقشه تقلب در انتخابات و ایجاد ناامنی در کشور و کودتا درحوادث اخیر را توجیح کنند .
اعترافاتی که منجر به تصمیم خاتمی برای فرار از ایران شده است. ان گونه که :
روزنامه الجزيره چاپ روز دوشنبه عربستان سعودي با انتشار گزارشي نوشت: اعترافات اخير محمد علي ابطحي از چهره هاي شاخص جريان اصلاحات و از دستگير شدگان حوادث اخير تهران، سيد محمد خاتمي را به فکر پناهنده شدن به يک کشور اروپايي انداخته است.
همچنین احسان نراقي ضدانقلاب مقيم لندن درصدد متقاعد كردن خاتمي براي خروج از كشور و برعهده گرفتن رياست اپوزيسيون است و انتشار این خبر البته سناريوي طراحان آن را برهم زده است، به طوري كه تدوين کنندگان طرح مذکور که علني شدن اين پروژه در مرحله چانه زني آنها با بقاياي جريان مدعي اصلاحات موجب شد تا تحت فشار جريان مذکور قرار گيرند، براي پس گرفتن طرح پيشنهادي خود از دو عضو روحاني نماي يک تشکل سياسي به تکاپو افتاده اند.
در عين حال، فعالان سياسي و نمایندگان قانونی مردم در مجلس شورای اسلامی معتقدند دستگاه قضايي كشور تا پيش از پايان دادگاه اغتشاشگران بايد خاتمي را ممنوع الخروج كند.
شدم مثل کیانوش که تو برره گیر افتاده بود !
واقعا نمی دونم چرا بععععععععضی ها این قدراز شعور و درک و استدلال محرومند !
مگه یه ادم چقدر می تونه از نعمت فهم و کمال انسانی دور باشه !!!!!!!!
تا کی تا کجا اخه چقدر باید شعور یه انسان رو به بازی بگیرن و متوجه نشه ؟!
البته اشتباه نکنیدها من مثل کیانوش نیستم که به خاطر رهایی از رنج فهمیدن همرنگ جماعت بشم !
نه من همچنان به شعور و درک انسانی پایبندم هرچند درد اور و سخت باشه ...
پ.ن . خوشم نمیاد مثل بععععضی ها شیرمرد میدان های بدون حریف باشید .![]()
![]()
دوست گرامی" بیطرف" وقتی نظر میذاری ادرس وبت رو هم بذار تا جوابت رو بدم اینجا که من نمی تونم جواب شما رو بدم!
منو ببخش که رنجوندمت
که ﺁزردمت
که شکستمت
منو ببخش که تنهات گذاشتم
که اشکتو ندیدم
که پا رو دلت گذاشتم
منو ببخش, منو ببخش ...
دختر ابطحی:من مطمئنم این حرفای پدر من نبود !
هاشمی رفسنجانی :این صحبت ها رو تکذیب می کنم من اصلا تو انتخابات از موسوی حمایت نمی کردم !!!!!
دیروز تا حالا اونقدر جک شنیدیم که به اندازه یکسال انرژی مثبت گرفتیم
البته حق هم دارند من که خودم به محض دیدن صحبت های ابطحی و عطریانفر و تاجبخش که از سر شاخه های اصلی و مهره های اساسی حوادث اخیر بودند باتوجه به شناختی که ازشون داشتم کلی تعجب کردم
چه برسه به بععععضی ها ....
طرح مسائلی مثل اینکه ابطحی و عطریانفر و ... زیر شکنجه و فشار دارن این حرف ها رو می زنند واقعا خنده داره
چون کسی که زیر فشار حرف بزنه با اکراه صحبت می کنه نه مثل بلبل !
کسی که زیر فشار حرف بزنه بارها روی حرفاش تاکید نمی کنه و خودش رو نادم و پشیمان معرفی نمی کنه و عنوان نمی کنه که به شجاعتش دراعتراف به حقیقت افتخار می کنه !
البته از بعضی ها که چشمهاشون رو به خاطر خواسته های نفسانیشون به روی حقیقت بستند و امروز ابروشون بیشتر از هر موقعی رفته انتظار هم می رفت با طرح چنین مسائلی به فرافکنی و عوام فریبی دست بزنند...
اگاهان سیاسی به خوبی ابطحی و عطریانفرو تاجبخش رو می شناسند و از سابقه سیاسی و فعالیت های این اقایون اگاهند می دونند این ها از اون بیدهایی نیستند که با این بادها بلرزند و اگر اعتراف کردند حتما به نتایجی در مورد اعمالشون رسیدند ...
ما یه مدت قبل هم شنیدیدم که اقای ابطحی که یک روحانی هستند از یک ماه قبل تا حالا تو زندان مدام گریه و استغفار می کنند و البته دور از انتظار هم نبود چون فجایعی که با همفکری و همکاری این اقایون رخ داده عقوبت بسیار شدیدی در محضر خدا داره که کمترینش به کشتن دادن هموطنای بی گناهمونه به خاطر سو استفاده سیاسی از اجسادشون ...
زودتر از اون چیزی که فکرشو می کردیم پرده های خیانت کنار رفت و حقیقت از دهان خائنین برجان جامعه ای مظلوم روان شد
قبلا هم گفته بودم خدا خائنین رو به بدترین شکل ممکن خوار می کنه
ابطحی و عطریانفر نشون دادند حداقل اونقدر عزت نفس داشتند که بار گناه و اشتباهشون رو گردن بگیرند و هر چند دیر اما ذره ای از بار گناهشون رو کم کنند که مبادا روزی مرگ فرابرسه و دیگه نتونند جبران مافات کنند
حالا دیگه به هر کسی به عزتش به شعورش به ترسش از خدا وروز معاد و حساب بستگی داره که حقیقت رو بپذیره یا نه ...
خدایا کمکون کن هرگز جهالت ,غروربی جا ,خواسته های نفسانی , و شیطان ما رو به جایی نکشونه که حتی با اگاهی از حقیقت از حقیقت روی گردان بشیم و راه رو گم کنیم ...
خدایا کمکمون کن به گفته امام علی (علیه السلام):
قبل از اینکه به حسابمون رسیدگی بشه خودمون به حسابمون رسیدگی کنیم ....
عضو مجمع روحانيون مبارز در دفاعيات خود در دادگاه به تلاش اصلاحطلبان براي محدودكردن رهبري ، القاي تقلب براي گسترش دامنه آشوب، هم قسم شدن هاشمي،خاتمي و موسوي و قصد هاشمي براي انتقام گيري از رهبري و رئيسجمهور اعتراف كرد.
ابطحی همچنین از هم قسم شدن هاشمي رفسنجاني، موسوي و خاتمي پس از انتخابات در جلسه ای مشترک مبنی بر اینکه پشت هم را خالی نکنند خبر داد
از تقلب به عنوان اسم رمز اشوب ها گفت . از تقاوت 11 میلیونی و از خاطرات انتخابات پیشین که خاتمی حتی اختلاف پانصد هزار نفری کروبی با احمدی نژاد را به عنوان تقلب نپذیرفت و از چگونگی نقشه طرح تقلب در انتخابات قبل و بعد از انتخابات پرده برداشت .
از ادم ها و لشگرهای اشوب سازمان دهی شده توسط مهدی هاشمی و از نقش اساسی این مهره خائن در اشوب های خیابانی خبر داد ...
از خیانت های خاتمی علی رقم اگاهیش از تمامی مسائل خبر داد .
از موسوی گفت که به کروبی پیغام داده بود : من چيزي براي از دست دادن ندارم و باید اغتشاشات خیابانی را پررنگ کنیم ...
ابطحی از خودش هم گفت که : كار بدي كردم كه در راهپيماييها شركت كردم ولي كروبي به بنده گفت كه ما با اين راي كم نميتوانيم مردم را به خيابانها دعوت كنيم. ولي خود برويم تا به نوعي اعتراضمان را نشان بدهيم.
ابطحی همچنین گذری به حقیقتی مظلوم زد و توصیه ای به دوستانش کرد که:
به همه دوستان ميگويم و همه دوستاني كه صداي ما را ميشنوند بدانند كه موضوع تقلب در ايران دروغ بود و در واقع تقلب موضوعي بود تا آشوبها شكل بگيرد تا ايران همانند افغانستان و عراق بشود، تا جايي كه كشور دچار آسيب و سختي بشود .
ابطحی یادی هم از فرهنگ و تاریخ سرزمین پاکمان کرد و گفت:
به فرهنگ و تاريخ ايران خيانت كردهام ...
ابطحی از رهبر نیز گفت از مردی که این روزها قلبش اماج دردهای جانگدازی بود اما محکم ایستاد:
شاید جونم رو به خاطر این افشاگری از دست بدم ولی مهم نیست!
این مطلب رو حتما از ادرس وبلاگی که می ذارم براتون بخونید :
http://naghde-dr.blogfa.com/post-174.aspx
متعلق به ادم های احمق نیست
متعلق به ادم های فریبکار و دزد نیست
متعلق به سیاست پیشه ها به گرگ های در پوست میش خفته نیست ...
زمین رو انسان های پاک به ارث می برند
این وعده حتمی خداست ...
سلام امام زمانم
سلام ای پادشاهی که بسترت خاک و غذات نون و نمکه ...
سلام ای وارثی که ارثت رو به ناحق غصب کردند
سلام ای مولایی که قلبت شکسته است ...
سلام ای وارث زمین ,ای پاک , ای خوب ...
این روزها بیشتر ازهمیشه به یادتم ,بیشتر از همیشه غربتت رو احساس می کنم
این روزها بیشتر از همیشه می فهمم چرا تو نیستی , چرا نمی یای ...
این روزها بیشتر از همیشه دلتنگتم ,بی قرارتم
این روزها بیشتر از همیشه به دنیا ,به شیعه بودنم فکرمی کنم
این روزها دنیا خیلی ها رو با خودش برد, خییییییییلی ها رو ...
و اون قدر ماهرانه با خودش برد که حتی ذره ای شک نکردند حتی ذره ای به تو فکر نکردند !
این روزها قطار سیاستی رو دیدم که می رفت اما بارش هیچ بود و هیچ ...
این روزها شال سبز جدمون رو ,رو دوش فاحشه هایی مثل گوگوش و ...دیدم که فقط درد سیلی ای که تو کربلا نامحرما به صورت عممون زینب زدند به یادم می یاره !
اقا شما این روزها چه می کنی؟
شما این همه درد رو به کجا می برید؟؟؟؟